هدفگذاری در سازمان یکی از کارهای ضروری و مهم است که هر کارفرمایی باید به آن توجه کند. تعیین درست و اصولی اهداف مسیر پیشرفت و سوددهی سازمان را هموارتر میکند و در مقابل، بیتوجهی به این موضوع، معمولا تبعات سنگینی به همراه دارد. مدل OKR در حوزه مارکتینگ و هدفگذاریهای آن نیز بسیار کاربردی و مورد توجه است. از همین رو در این مطلب قصد داریم شما را با OKR در بازاریابی و نحوه هدفگذاریهای آن آشنا کنیم.
OKR بازاریابی چیست؟
Objectives and Key Results که به اختصار OKR نامیده میشود، سیستمی نوین برای مدیریت اهداف سازمانی است. سازمانها با استفاده از سیستم OKR میتوانند اهداف مشخص و قابل اندازهگیری برای خود تعیین کنند. هدف از پیادهسازی OKR در مارکتینگ، رشد سازمان و دستیابی به اهداف جدید و بلندپروازانهای است که دستیابی یکباره به آنها دشوار و حتی ناممکن است.
okr تیم بازاریابی در 4 مرحله زیر اجرا میشود:
- تعیین هدف: قبل از هر چیز تمام اهداف کوتاهمدت و میانمدت سازمان را مشخص کنید. حتما به این نکته توجه داشته باشید که شرط اصلی پیادهسازی اهداف okr بازاریابی، همراستایی آنها با اهداف سازمان است.
- برگزاری جلسات برای برنامهریزی OKR: برای برنامهریزی OKR باید جلساتی برگزار شود و تیمهایی که تاثیرات متقابل بر روی کار یکدیگر دارند، با یکدیگر صحبت کنند. اهدافی که در این جلسات تعیین میشود، معمولا برای میانمدت (حداکثر 4 ماه) مناسب است که میتواند شامل تعیین اهداف کمپین معرفی محصول یا چالشهای آن باشد.
- هماهنگی بین تیمها: مرحله سوم از مدیریت عملکرد در بازاریابی این است که تیمهای مرتبط، با توجه به اهداف و ورودیهای خود، با یکدیگر هماهنگ شوند تا به بهترین نتیجه دست یابند.
- اجرای جلسات برنامهریزی: برای اینکه بتوانید بهترین نتیجه را از marketing okr بگیرید، باید توجه ویژهای به جلسات برنامهریزی داشته باشید. بررسیها و نتایج مطرحشده در این جلسات تاثیر زیادی در شناسایی عوامل رشد یا حتی شکست اهداف سازمانی دارد.
تفاوت OKR بازاریابی با KPIهای بازاریابی
ممکن است فکر کنید OKR همان KPI است، اما باید بدانید که این باور کاملا اشتباه است! مهمترین تفاوت OKR با KPI این است که OKR سیستمی برای اندازهگیری اهداف کوتاهمدت،، میانمدت و بلندمدت است، در حالیکه KPI معادل شاخصهای کلیدی عملکرد است و برای ارزیابی فعالیتهای روزمره سازمان کاربرد دارد.
سایر تفاوتهای OKR و KPI را میتوان به شکل زیر معرفی کرد:
| تفاوت OKR بازاریابی با KPIهای بازاریابی | ||
| شاخص | OKR | KPI |
| اهداف | برنامهریزی برای دسترسی به اهداف بلندمدت و تمرکز بر روی رشد و نوآوری اهداف | بررسی کیفیت و راندمان فعالیتهای جاری سازمان و تمرکز بر روی افزایش پایداری و کیفیت آنها |
| بازه زمانی اجرایی | میانمدت و کوتاه مدت (3 الی 6 ماه) | پیوسته و جاری |
| میزان انعطافپذیری | بالا | کم |
| شاخص اندازهگیری | نتایج دقیق و قابل ارزیابی | بررسی شاخصهای عملکرد جاری |
ویژگیهای یک Objective خوب در بازاریابی
یکی از مهمترین کارهایی که در بازاریابی یا مارکتینگ باید به آن توجه داشته باشید، هدفگذاری یا تعیین اهداف است. یکی از ویژگیهای هدف خوب در مارکتینگ، همراستایی آن با نیازهای سازمان است. از دیگر ویژگیهای یک Objective خوب در بازاریابی، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- مشخص بودن؛
- قابلیت اندازهگیری؛
- قابلیت دسترسی بالا (امکان دسترسی به هدف وجود داشته باشد)؛
- مرتبط با اهداف و عملکرد سازمان؛
- داشتن بازه زمانی معقول و مشخص.
مثال OKR در بازاریابی
به مثال okr بازاریابی زیر توجه کنید:
هدف: شفافسازی پیام محصول برای انتشار محصول جدید؛
نتایج کلیدی
- برگزاری 10 جلسه تست کاربر در محل برای درک TA؛
- تحقیق و پیادهسازی 20 کانال جدید برای توزیع محتوا؛
- اجرای 20 تبلیغ مختلف در فیسبوک و اندازهگیری عملکرد؛
- آمادهسازی ارائه محصول جدید و آزمایش آن با 5 کاربر.
مثال OKR برندینگ
برای آشنایی بیشتر با okr فروش و بازاریابی در برندینگ محصول، به مثال زیر توجه کنید:
هدف: بهبود ارتباطات محصول و برند؛
نتایج کلیدی:
- انتشار 6 نشریه مطبوعاتی منظم هر دو هفته یکبار؛
- برگزاری 5 وبینار با بیش از 50 شرکتکننده برای معرفی ویژگیهای محصول جدید؛
- ایجاد یک کتاب برند برای استفاده داخلی و خارجی، ارائه تمام داراییهای طراحی.
مثال OKR دیجیتال مارکتینگ
یکی از کاربردهای پیادهسازی OKR در دیجیتال مارکتینگ را میتوانید در مثال زیر مشاهده کنید:
هدف: افزایش ترافیک با کیفیت به محتوای ارزشمند وبلاگ ما؛
نتایج کلیدی:
- افزایش 30 درصدی تعداد بازدیدهای منحصربهفرد از صفحات؛
- افزایش مدت زمان هر جلسه به 3:50؛
- سه برابر کردن تعداد صفحات در هر جلسه به 3.
مثال OKR لید جنریشن
برای آشنایی با کاربرد OKR در لید جنریشن به مثال زیر توجه کنید:
هدف: افزایش تولید سرنخهای باکیفیت بهصورت هفتگی؛
نتایج کلیدی:
- پیادهسازی سیستم امتیازدهی سرنخ بهبود یافته برای افزایش کیفیت سرنخ تا 30%؛
- طراحی و برنامهریزی الگوریتمهای بهبودیافته امتیازدهی سرنخ؛
- آزمایش و ادغام سیستم جدید در ساختار فعلی شرکت؛
- شناسایی نقاط ضعف و زمینههای بهبود سیستم امتیازدهی به سرنخ فعلی.
مثال OKR محتوا و سئو
برای درک بهتر از اهمیت پیادهسازی سیستم OKR در سئو و محتوا به مثالهای زیر توجه کنید:
مثال محتوا:
هدف: راهاندازی مجدد وبلاگ شرکت؛
نتایج کلیدی:
- دو برابر شدن تعاملات توییتر؛
- انتشار 3 مقاله محتوایی در نشریات آنلاین پیشرو در صنعت؛
- دو برابر شدن تعداد مشترکین وبلاگ از 1000 به 2000؛
- انتشار 10 پست وبلاگ جدید با تمرکز بر کلمات کلیدی طولانی.
مثال سئو:
هدف: بهبود رتبه سئوی وبسایت؛
نتایج کلیدی:
- کسب رتبه 1 برای 5 کلمه کلیدی مرتبط؛
- اضافه کردن 100 لینک خارجی جدید؛
- افزایش امتیاز DR از 42 به 60 در Ahrefs؛
- افزایش تعداد بازدیدکنندگان وبسایت از 7300 به 10000.
جمعبندی
اهداف هر سازمان از جمله عوامل با ارزشی است که باعث پیشرفت و بهبود عملکرد تیمهای مختلف میشود. یکی از مهمترین کارهایی که احتمال این موفقیتها را افزایش میدهد، اندازه و کنترل این اهداف و متناسبسازی آنها با منافع سازمان است. استفاده از مدلهای مختلف OKR در بازاریابی، به شما کمک میکند که زمانبندی مشخص و قابل اندازهگیری برای اهداف هر تیم تعیین کنید و درصد خطا و ریسک این اهداف را تا حد زیادی کاهش دهید.

